close

آخرین اخبار از تحریم های آمریکا علیه ایران


اجاره ساعتی انواع خودروهای لوکس بدون ضامن


اجاره ویلای ارزان فقط با 50 تومن


اجاره ویلا

WordPress theme App Templates

علل چهارگانه اخلاط

جمعه 26 مرداد 1397

علل چهارگانه اخلاط

علل چهارگانه اخلاط

بوجود آمدن هر چیزی وابسته است به چهار "علت مادی ،علت فاعلی،علت صوری و علت غایی"[1]

که اگر یکی نباشد آن چیز ایجاد نمی شود .علت مادی ، ماده اولیه ای است که جسم از آن بوجود می آید .عاملی که روی ماده اثر کرده و جسم را ایجاد می کند ،همان علت فاعلی است .و علت صوری ، طرح و شکل جسم بوده و در نهایت ، فایده و کاربردی که از جسم انتظار می رود سبب غایی است . اخلاط نیز دارای علت مادی که نوع غذای وارد شده به بدن است . علت فاعلی ،میزان حرارت .علت صوری ، خصوصیات (شامل رنگ،بو،طعم و حالت)خلط . و علت غایی ،فواید و عملکرداخلاط در بدن انسان می باشد.[2].پس اگرهر کدام از این چهار عامل نباشند اخلاط شکل نمی گیرد.

1-12-پیدایش فرضیه اخلاط چهارگانه

دانشمندان قدیم ، برای نشان دادن اخلاط چهارگانه ، خون گوسفندی را در یک ظرف ریخته و پس از مدتی مشاهده می کردند که قسمتی از خون بسته شده و طبقات زیر در آن آشکار شده است،به این صورت که طبقه زیرین ، خون لخته شده سیاهرنگ بوده و از اجتماع گلبول های قرمز و فیبرین به وجود آمده که آن را سودا نام نهادند[3] یعنی سیاهرگ .طبقه روی آن که کمرنگ تر بوده ، مایل به سفیدی است و از لاشه گلبولهای سفید و پلاکت ها تشکیل شده و به علت سفیدی و شباهت آن به ترشحات بینی بلغم نامیده است .طبقه روی آن که محتوی ماده رنگی خون رقیق شده یا سرم خون بوده و قسمت بیشتر خون را تشکیل می دهد و به رنگ قرمز است خون یا دم نامیده است .و طبقه آخر که مایل به زردی بوده ، به خصوص در اشخاصی که یرقان داشته باشند واضح تر است ، و به علت داشتن املاح صفرا چون کشش سطحی آن بیشتر شده ، رو می ایستد و هنگام تکان خوردن کف می کند و آن را صفرا نامیده است[4]. وجود هر چهار خلط در بدن انسان ضروریست اما در حد خاص و معین و کمبود و یا زیادی هر یک از آنها باعث سوء مزاج یا غلبه اخلاط می گردد.

1-13-تعریف اعضاء

گفتیم که امور طبیعی عبارت است از ارکان ، مزاج و خلط واعضاء،ارواح ،قواوافعال،که ارکان و مزاج و خلط را بررسی کردیم و امااعضاء،یا اندامها اجسامی هستندکه از نخستین آمیزش اخلاط نیک پیدا شده اند ،که به دو بخش اندام های ساده و اندامهای مرکب تقسیم شده اند.[5]

1-14-ارواح

ارواح که جمع روح است و آن به اصطلاح اطباء،عبارت از بخار خون طبیعی حاصل از لطایف اغذیه است و آن را روح حیوانی و محل قوت حیات نامند و چون قسمتی از آن به دماغ آید ،روح نفسانی را به وجود می آورد که مبدا حس و حرکت است و چون قسمتی از آن به کبد رود و استحاله یابد ،باعث اعمال تغذیه و نمو گردد و آن را روح طبیعی نامند به عبارت دیگر ، تولید ارواح از لطایف اخلاط است و اعضاءاز کثایف آن ها و ارواح حامل و مرکب قوا هستند ،زیرا هیچ روحی بدون قوت نمی باشد . [6]پس روح را می توان از قسمت لطیف خون دانست که از بخار خون طبیعی درست می شود.

1-15-قوا

قوا جمع قوت است و قوت به معنی قدرتی است که در وجود حیوان وانسان نهاده شده تا بتواند از خود کارهایی را به وجود آورده و از کارهای شاق و سخت خسته نشود و از عمل باز نماند . قوا را به دو گروه تقسیم می کنند :یکی آن هایی که برای بقای شخص هستند و دیگری آنکه برای بقای نوع است . دسته اول سه قسم است :که عبارت است از قوه نفسانیه ، قوه حیوانیه ،قوه طبیعیه .که قوه نفسانیه، مربوط به اعمال دماغ و مغز است ، و شعور و ادراک و کنترل حس و حرکت، زیر نظر آن است و اعصاب ، آلات وخادم آن هستند و قوه حیوانی مربوط به اعمال حیاتی ارادی بدن است که مرکز آن در کبد است و شرائین خادم آن است .اما قوه طبیعی ، مربوط به بقای نوع است که مرکز آن در بیضه و تخمدان است . [7]پس قوا را می توان نیرو هایی دانست که موجب فعل و انفعالات در بدن می شود.

1-16-افعال

افعال جمع فعل ،یعنی کار است که غرض غایی،و فایده ترکیب بدن و تسویه اعضاءو اعطای مزاج و حرارت غریزی و ارواح و قوا و مدرکات جسمانی و هوش و عقل و ادراک هم برای انجام دادن کار است ،چه کارهای ظاهری و چه باطنی . بعضی از کارها بوسیله یک قوه مانند جذب و هضم و دفع و غیره ، تمام می شود و بعضی نیاز به مشارکت چندین قوه دارد . مثل تبدیل غذا به خلط و خلط به روح و غیره[8].افعال را می توان نتیجه حاصل از کار و عملکرد قوا دانست.

بزرگترین هدف طب مزاجی اصلاح مزاج افراد به سمت تعادل است که حکما، میبایست با استفاده از روش‌های صحیح و اصولی با همکاری مخاطب این اقدام را به نحو احسن انجام دهند.
شناخت و آگاهی از مزاج‌ها و طبایع کمک می‌کند تا زندگی بهتری داشته باشیم و در تصمیمات مهم زندگی، مانند انتخاب شغل و ازدواج و دقت بیشتری نشان دهیم.



[1] .ابن سینا .قانون در طب ص302

[2].مروری بر کلیات طب سنتی ایران . ناصری .ص38.

[3] . قانون در طب ترجمه شرفکندی ،ص302

[4]. نفیسی . ابو تراب.طب سنتی ایران.مجموعه مقالات طب سنتی ایران .موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی .تهران 1362.ص.46-47

[5] .ابو علی سینا . قانون در طب.ص.44

[6] .نفیسی . ابو تراب.طب سنتی ایران.مجموعه مقالات طب سنتی ایران ص51

[7] .همان 51-52

[8] .نفیسی .طب سنتی ایران.52