close

آخرین اخبار از تحریم های آمریکا علیه ایران


اجاره ساعتی انواع خودروهای لوکس بدون ضامن


اجاره ویلای ارزان فقط با 50 تومن


اجاره ویلا

WordPress theme App Templates

طب مزاجی از منظر تاریخ

جمعه 26 مرداد 1397

طب مزاجی از منظر تاریخ

در اینکه دانش پزشکی کجا و چگونه آغاز شده ،میان مورخان اختلاف نظر است.بعضی پایه گذارآن را جادوگران یمن می دانندو بعضی ساحران و مغان ایران،عده ای دیگر می گویند که نخستین پایه گذاران طب ،مصریان بوده اند و پاره ای دیگر، هندیان یایونانیان باستان را بانیان طب می دانند.ولی" ابن ابی اصیبعه "برآن است که نمی توان اختراع این علم را به ملتی خاص نسبت داد،زیرا که ممکن است ملتی منقرض شده و به این دانش مجهز بوده و امروز اثری از آن نیست و پس از مدتی در ملت دیگری ظهور پیدا کرده . نظریه دیگر مبدا طب را وحی و الهام می داند.این علم را علما از انبیاءاخذ نموده اند،چرا که طریقی برای دست یافتن به حقیقت بیماری نیست جز طریق سمع،و راهی برای نیل به معرفت دارو نمی باشد جز به توفیق ...[1]. سابقه طب به زمانی بر می گردد که انسان بر کره خاکی پای نهاده است، از همان زمان که انسان درد و بیماری را در فراروی خود مشاهده کرده و به فضل الهام الهی ، به شناخت بسیاری از وسایلی که به نوعی داروی درد او بود موفق گشت چنانکه می توان ملاحظه کرد که بسیاری از روشهای درمانی، چنانکه شیخ مفید بر آن است ؛از طریق ارشاد و راهنماییهای پیامبرن بر انسان معلوم گشته اند ، لکن همه آنها چنین نبوده اند ،بلکه از طریق تجربه ، تصادف و اندیشه بعد از آگاهی بر طبایع اشیاآن چنان که ملموس و روشن است هم بوده است .[2]کاخ رفیع علم امروز ،ناگهانی ساخته نشده است بلکه خشت های اول آن را گذشتگان بنا گذاشته و در هر دوره ای جزیی بر آن افزوده شده تا سازمان امروزی علم فراهم آمده است.بنابراین اگر بخواهیم ارزش بنای آسمان خراش هر علمی را کاملا بشناسیم ، چاره ای نداریم جز آن که به ما قبل رجوع کرده ،عقاید جدید و قدیم را با هم مقایسه کنیم تا معلوم شود خشت های اول را چگونه کار نهاده اند. از طرفی وقتی انسان به گذشته ی خود و مسیری که طی کرده است می نگرد ،بهتر میتواند قضاوت کند که آیا راه را صحیح آمده است یا خیر، زیرا قادر است تا موقعیت فعلی خود را با موقعیت قبلی اش مقایسه کند .[3]

2-2-طبایع چهارگانه در مکتبهای مختلف

اخلاط اربعه بر اساس عقیده حکما و دانشمندان طب سنتی زیر بنا ی تمام بیماریهاست و در بعضی از کشورها که دارای تمدن غنی هستند مثل هندو چین به عنوان مکتب پزشکی مطرح است و در درمان بیماریها از روشهای پیشنهادی آن استفاده می شود . در ایران نیز گام هایی برای بازگشت آن به زندگی مردم برداشته شده است.به نظر می رسد نظریه خلطی، یا عیناً از یونان به کشورهای دیگر انتقال یافته و یا آنکه در ایران و هندو چین و مصر وجود داشته و پس از انتقال نظریه اخلاطی یونانی تغییراتی در آن داده شده است . در دوره ساسانیان کیفیت احوال خون را مربوط به نیروی حیاتی این ماده می دانستند . اگر برای مثال خون دارای قوه حیاتی بود ، طبیب حاذق قادر بود داروهای مفید بدهد و بیمار را بهبود بخشد[4]

2-2-1-مکتب طبی یونان

2-2-2-بقراط

بقراط، انباذقلس و دیگران به چهار عنصر (خاک، آب، هوا و آتش) و چهار خاصیت این عناصر (گرمی، سردی، تری و خشکی) معتقد بوده و به وجود چهار مایع اصلی در بدن انسان و حیوانات قائل بودند که آنها عبارتند از: خون(گرم و تر)، بلغم(سرد و تر)، صفرا(گرم و خشک) و سودا(سرد و خشک)، و دخالت این چهار مایع را در کلیه حالات بدنی اعم از تغییرات فیزیولوژیک و پیدایش بیماریها و بهبود حال بیماران موثر دانسته و می‌گفتند: هر گاه این چهار مایع به نسبت طبیعی و متعادل با یکدیگر در بدن وجود داشته باشد بدن سالم است، ولی اگر یکی از این مایعات یا چند تا از آنها از نظر کمی (نسبت به سایر اخلاط) یا از نظر کیفی متحمل تغییراتی شوند (خواه این تغییرات بعلت سوء تغذیه یا تنفس هوای فاسد یا بواسطه شدت گرمای هوا باشد که در این صورت آنچه از بدن دفع می‌شود افزایش پیدا نموده و یا بالعکس فضولات دربدن متراکم می‌گردند) تعادل این مایعات بر هم خورده، و در این حال ساختمان طبیعی بدن تغییر کرده و مواد مختلفی بوجود می‌آید که طعم آنها تلخ، شور، شیرین، ترش یا بی طعم می‌باشد و بر حسب کم و بیشی مقدار یا کیفیت آنها کم و بیش زیان آور می‌گردند، و باین ترتیب چاقی ویا لاغری شدید بروز می‌کند. [5].پس اگر این چهار ماده به طور یکسان در بدن باشد انسان دارای طبیعت معتدل وسالم است و اگر یکی بیشتر از دیگری باشد باعث بیماری می شود .

2-2-3-جالینوس

جالینوس نظریه اخلاط بدن را که نتیجه تحقیقات بقراط و ارسطو بوده را بسط داده "او گفته بود که در کبد، غذا تبدیل به خون میشود و این خون ساخته شده بوسیله تلمبه قلب ،در تمامی بدن جریان پیدا می کند .[6]

2-2-4-مکتب طبی مصر

مصریان به چهار عنصر آب و خاک و باد و آتش معتقد بودند و وجود آدمی رااز این چهار عنصر می دانستند و عقیده داشتندکه خداوند انسان را به مانند خود خلق کرده .[7]

2-2-5-مکتب طبی چین

طب چینی که در قرون متمادیه قبل از میلاد مسیح پایه گذاری شده است .وجود را در دنیا با پنج عنصر جنبنده ابتدایی قائل بودند که عبارت بود از آب و آتش و فلز و خاک و جنگل (چوب)باشد و این پنج عنصر به پنج احشاءآدمی بستگی داشتند یعنی معتقد بودند که کلیه از آب و قلب از آتش و ریه از فلز و طحال از خاک و کبد از چوب است (منظور آنکه احشاءآدمی منسوب و مرتبط به این مواد می باشد.[8]بنابراین مکتب طب چین بر خلاف مکاتب دیگر از پنج عنصر نام برده است.یعنی به جای عنصر هوا از چوب وفلز در طبیعت نام برده است .

2-2-6-مکتب طبی هند

عناصر در طب هندی شامل پنج عنصر اِتِر هوا آتش آب-و خاک است؛که این پنج عنصر اولیه در بدن انسان به شکل سه اصل اساسی یا طبع(مزاج)که به عنوان سه دوشا ،شناخته می شود نمود پیدا می کند و دو عنصر آتش و آب همراه یکدیگردر بدن به عنوان اصل آتش که پیتا خوانده می شود پدید می آیند.[9] اين سه طبع (واتا ، پيتا ، كافا) همۀ اعمال بيولوژيكي، رواني و فيزيولوژيكي مربوط به بدن، ذهن و آگاهي را اداره مي‏كنند. آنها به عنوان عوامل سازنده اساسي و موانع حفاظتي براي بدن در شرايط نرمال عمل مي‏كنند و وقتي كه خارج از تعادل باشند، باعث بیماری می شود. این سه دوشا در هر شخص، مسئول به وجود آمدن نيازهاي طبيعي، سليقه و ترجيحات فردي در انتخاب غذا (از نظر مزه، حرارت و ...)، رفتار و عکس‌العمل‌های مختلف در شرایط یکسان مي‏باشند

نام پزشکی هندوستان آیور ودا است که مردم آن دیار به صورت گسترده ای ازآن استفاده می کنند .لغت آیورودا به معنی علم زندگی است.[10] آیور ودا،درذهن ویشی ها (بینندگان حقیقت )تکامل پیدا کرد ،آنها درک کردند که آگاهی ،انرژی ای است که به شکل عامل یا عنصر اولیه یعنی اِتِر (فضای خالی )هوا،آتش و خاک ظاهر می گردد این ایده پنج عنصر در قلب علم آیورودا مستتر است.[11] به این صورت اتر به شکل هوا ظاهر گردید و سپس به شکل آتش پدیدار گشت از طریق حرارت آتش عناصر اتری خاصی حل شد و به شکل مایع در آمد که عنصر آب از آن به وجود آمد و سپس منجمد گردید تا ملکولهای خاک را بسازد به این ترتیب اتر به شکل چهار عنصر هوا آتش آب و خاک ظاهر گردید.[12]

در این مکتب طبی از پنج عنصر نام برده است که در این زمینه با طب چین برابری می کند.ولی به جای چوب و فلز که چینی ها به آن اعتقاد دارند از اتر نام برده است و در چهار عنصر آب ،هوا،آتش وخاک با مکاتب دیگر طبی هماهنگ است.



[1]. عاملی .سید جعفر مرتضی .آداب طب و پزشکی در اسلام.ت لطیف راشدی.چ اول.قم.1380.ص19-20

. [2].همان.ص20

3. منتظر .رضا.طب اسلامی گنجینه تندرستی.انتشارات نسل نیکان.چ اول.تهران1384.ص37

1. نجم آبادی . محمد. تاریخ طب در ایران پس از اسلام .ج 2.نشر دانشگاه تهران .1366.ص.81