close

آخرین اخبار از تحریم های آمریکا علیه ایران


اجاره ساعتی انواع خودروهای لوکس بدون ضامن


اجاره ویلای ارزان فقط با 50 تومن


اجاره ویلا

WordPress theme App Templates

راه هاي خدمت گزاري چيست؟

جمعه 9 شهريور 1397

راه هاي خدمت گزاري چيست؟

راه هاي خدمت گزاري چيست؟

راه هاي خدمت گزاري چيست؟ همانگونه که همه ميدانند راه خدمت گزاري فقط رفع نيازهاي مادي روزمره نيست بلکه...توجه به نکات جزئي بيش تر مي تواند باعث رضايت عموم مردم شود . در نتيجه دولت بايد سعي کند بيش تر به نيازهايي توجه کند که بيش تر مورد نياز مردم است مانند نيازهاي فرهنگي ، ورزشي ، آموزشي ، امکانات تفريحي و... امکانات فرهنگي : متاسفانه به اين نياز مردم کمتر توجه مي شود و محدوديت هاي زيادي براي افراد پيش مي آورد براي مثال کمبود کتابخانه ها ، سرعت بسيار پايين اينترنت کشور(همچنين قيمت بالاي آن) ، دسترسي نداشتن کتابخانه هاي عمومي به کتاب هاي الکترونيک و کمبود کتاب از جمله ي اين محدوديت هاي ضربه زننده به ريشه هاي علمي و فرهنگي کشور به حساب مي آيد که اميدواريم دولت جمهوري اسلامي ايران در سايه ي عدل حق تعالي بتواند هر چه زود تر کمبود هاي اين بخش اساسي جامعه را برطرف کند. ورزش: خوشبختانه در اين بخش کمبود زيادي احساس نمي شود وجود سالن هاي متعدد ورزشي تازه ساخت در سراسر کشور که اکثرا براي عموم مردم رايگان نيز مي باشد باعث رضايت جوانان شده است. همچنين موفقيت هاي نوجوانان کشور ما در مسابقات بين المللي بيانگر اين موضوع مي باشد. آموزشي:اين بخش تقريبا در حال پيش رفت مي باشد . بافت هاي قديمي مدارس عوض شده و يا مرمت شده اند ، اما هنوز در بعضي از روستاهاي کشور پسران و دختراني هستند که به دليل نداشتن مدرسه و دور بودن آن از نعمت تحصيل محروم اند !!!. امکانات تفريحي : در اين بخش نيز تلاش هاي فراوان صورت گرفته اما فقط در بعضي از شهرهاي مطرح کشور و باز هم شهرهايي وجود دارند که از نظر تفريحي در جايگاه خوبي هستند اما توجهي به آنها صورت نمي گيرد.

خدمت گزاري در جامعه جامعه ي خدمت گزار دولت خدمت گزار نتيجه ي خدمت گزاري چيست خدمت در راه عدالت نقش دانش آموزان در خدمت گزاري عدالت و خدمت خدمت گزاري يعني چه چگونه خدمت گزار خوبي باشيم پرسش مهر 9 تاثير خدمت گزاري فرهنگ خدمت گزاري روحيه يخدمت گزاري دمت گزاري در جامعه جامعه ي خدمت گزار دولت خدمت گزار نتيجه ي خدمت گزاري چيست خدمت در راه عدالت نقش دانش آموزان در خدمت گزاري عدالت و خدمت خدمت گزاري يعني چه چگونه خدمت گزار خوبي باشيم پرسش مهر 9 تاثير خدمت گزاري فرهنگ خدمت گزاري روحيه يخدمت گزاري

مقدمّه

مقصود از «الگو» و «اسوه»پذيري حالتي است که انسان به هنگام پي‏روي از غير خود پيدا مي‏کند. فردي که از او پي‏روي مي‏شود، ممکن است اسوه نيک يا بد باشد. در قرآن کريم، گاه به صراحت و گاه بدون تصريح، به پي‏روي از کسي سفارش مي‏کند. از جمله حضرت ابراهيم عليه‏السلام الگو معرفي شده است: «قد کانت لکم اسوة حسنه في ابراهيم والذين معه» (ممتحنه: 4)؛ قطعا براي شما در (پي‏روي از) ابراهيم و کساني که با اويند، سرمشقي نيکوست.

در مورد پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله نيز مي‏فرمايد: «لقد کان لکم في رسول الله اسوة حسنةٌ لمن کان يرجوا اللّه و اليومَ الاخر و ذَکَر اللّه کثيرا» (احزاب :21)؛ براي شما در (زندگي) رسول خدا الگوي نيکويي است، براي آن‏ها که اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مي‏کنند.

امام علي عليه‏السلام ؛ الگوي خدمت رساني

تاريخ و شرح حال بزرگان عالم و شخصيت‏هاي آسماني براي هرکس بهترين سرمشق و عالي‏ترين الگوي زندگي است. در اين ميان، شرح زندگي امام اميرالمؤمنين عليه‏السلام ، دوّمين شخصيت جهان انسانيت، از اهميّت خاصي برخوردار است؛ چه اين‏که بررسي زندگاني ايشان روح فضيلت، پاکي، ايمان، تقوا، فداکاري، استقامت، شجاعت، فتوّت، و پي‏روي از حق را در خواننده تقويت مي‏کند.


پيامبر اکرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در شأن امام علي عليه‏السلام مي‏فرمايد: «ما عَرَفَکَ حقَّ معرفتک غيرُاللهِ و غيري»؛(1) غير از خدا و من هيچ کس ديگري حق معرفت تو را نشناخت.

آري، ابعاد گوناگون آن شخصيت بي‏همتا، قابل وصف و شمارش نيستند. يکي از ابعاد زندگاني آن بزرگوار، خدمت‏رساني و توجه به نيازمندان است. آن حضرت در اين راه يک لحظه آرام نداشت و در اين راه، تمامي سعي و تلاش خويش را به کار مي‏برد و ديگران را نيز بدين امر مهم تشويق مي‏نمود.

در اين متن کلمات خدمت به رنگ زرد نشان داده شده اند

درنگي در مفهوم خدمت

اگر عبادت بزرگ‏ترين فلسفه آفرينش است که: «و َما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالاِْنْسَ اِلاّ لِيَعْبُدُونِ»(1)؛ «جن و انسان را خلق نکردم، مگر به خاطر اين که عبادتم کنند»، برگزيدگان الهي، عابدترين بندگان خدا خواهند بود و اگر از والاترين مظاهر عبادت، «خدمت به خلق» است که: «مَنْ سَعي في حاجَةِ اَخيهِ الْمُؤْمِنِ فَکَأَنَّما عَبَدَالله‏َ تِسْعَةَ آلافِ سَنَةٍ صائِما نَهارَهُ قائِما لَيْلَهُ؛(2) هر فردي که در برآوردن نياز برادر مؤمنش تلاش کند، گويا نُه ‏هزار سال خداوند را عبادت کرده، در حالي که روزها را روزه‏دار و شبها را شب زنده‏دار بوده است.» برگزيدگان الهي، انبيا و معصومان، خدمتگزارترين افراد به مردم خواهند بود؛ زيرا آنان اسوه و شاخص‏اند و درخت کمال در وجودشان به بالنده‏ترين شکل سر به فلک کشيده است.

آيه الهي خطاب به پيامبر اکرم صلي ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله را به ياد آوريم که مي‏فرمايد: «وَاخْفِضْ جَناحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ»(3)؛ پر و بال خود را براي مؤمناني که پيرو تو هستند، بگستران.» واژه «خفض جناح» که سه بار در قرآن کريم به کار رفته است، به کنايه از کمال مهرورزي، عطوفت و خدمتگزاري خالصانه و متواضعانه حکايت مي‏کند.

خدمتگزاران واقعي، انبيا و اوصيا و مؤمنان به آنان هستند؛ چه بي‏پرده و صريح مي‏توان اين ادعا را در حديث آسماني امام صادق عليه‏السلام يافت که فرمود: «ما آمَنَ بِالله‏ِ وَلا بِمُحَمَّدٍ وَلا بِعَلِيٍّ مَنْ اِذا اَتاهُ اَخُوهُ الْمُؤْمِنُ في حاجَةٍ لَمْ يَضْحَکْ في وَجْهِهِ فَإِنْ کانَتْ حاجَتُهُ عِنْدَهُ سارَعَ اِلي قَضائِها وَ اِنْ لَمْ يَکُنْ عِنْدَهُ تَکَلَّفَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِهِ حَتّي يَقْضِيَها لَهُ فَإِذا کانَ بِخِلافِ ما وَ صفْتُهُ فَلا وَلايَةَ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُ؛(4) به خدا و محمد صلي‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله و علي عليه‏السلام ايمان نياورده است کسي که هنگامي که برادر ديني‏اش به خاطر حاجتي نزد او آيد، با خوشرويي برخورد نکند. پس اگر توان دارد، نياز او را به سرعت برطرف کند و اگر توان ندارد با کمک ديگري حل کند، اگر بر خلاف آنچه توصيف کردم باشد، پس بين ما و او ولايتي نخواهد بود.»

به خدا و محمد صلي‏ الله ‏عليه ‏و ‏آله و علي عليه‏السلام ايمان نياورده است کسي که هنگامي که برادر ديني‏اش به خاطر حاجتي نزد او آيد، با خوشرويي برخورد نکند. پس اگر توان دارد، نياز او را به سرعت برطرف کند و اگر توان ندارد با کمک ديگري حل کند، اگر بر خلاف آنچه توصيف کردم باشد، پس بين ما و او ولايتي نخواهد بود.»

با اين ديدگاه، کساني نزد خدا دوست داشتني‏تر خواهند بود که نسبت به ديگران گامي به اين هدف نزديک‏تر باشند. اين سخن قدسي را به ياد آوريم که: «اَلْخَلْقُ عِيالي فَأَحَبُّهُمْ اِلَيَّ اَلْطَفُهُمْ بِهِمْ وَ اَسْعاهُمْ في حَوائِجِهِمْ(5)؛ مردم خانواده من هستند. پس محبوب‏ترين آنها نزد من، مهربان‏ترين و کوشاترين آنها در رفع نيازهاي مردم است.»

اينک خدمت را در سيره و سخن حضرت جواد عليه السلام مرور مي‏کنيم.



1. بايدها و نبايدهاي خدمت‏رساني

اخلاص

شرط پذيرش هر عملي، از جمله خدمت به مردم، اخلاص است و مؤمن بايد به انگيزه جلب رضايت الهي خدمتگزار عيال الله‏ باشد و هر چه ناخالصي در عمل بيشتر باشد، درجه مطلوبيت آن هم پايين‏تر خواهد آمد. علاوه بر دخالت اخلاص در اصل عمل،(6) از ديدگاه امام جواد عليه‏السلام در تداوم اعمال نيز بايد اخلاص جاري باشد. چه بسا عملي که انجام آن با خلوص است، ولي عامل به آن بعد از عمل، آن را به ريا و ناخالصي آلوده و از درجه مقبوليت الهي ساقط مي‏کند؛ لذا امام جواد عليه‏السلام فرمود: «اَلاْبْقاءُ عَلَي الْعَمَلِ اَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ(7)؛ بقاي بر عمل سخت‏تر از خود عمل است.» و آن‏گاه که پرسيدند بقاي بر عمل يعني چه؟ فرمود: «يَصِلُ الرَّجُلَ بِصِلَةٍ وَيُنْفِقُ نَفَقَةً لِلّهِ وَحْدَهُ لا شَريکَ لَهُ فَکُتِبَ لَهُ سِرّا ثُمَّ يَذْکُرُها و تُمْحي فَتُکْتَبُ لَهُ عَلانِيَةً، ثُمَّ يَذْکُرُها فَتُمْحي وَ تُکْتَبُ لَهُ رِياءً(8)؛ مردي هديه‏اي مي‏دهد و براي خداي يگانه بي‏شريک انفاقي مي‏کند، پس برايش به عنوان «عمل پنهاني» نوشته مي‏شود. سپس او کارش را يادآوري مي‏کند، در اين وقت عنوان قبلي محو مي‏شود و «عمل آشکار» برايش نوشته مي‏شود. آن مرد دوباره عملش را يادآوري مي‏کند پس عنوان قبلي محو مي‏شود و برايش "عمل ريايي" نوشته مي‏شود.»

پرهيز از اذيت

فرد خدمت‏رسان علاوه بر اخلاص، بايد از هر نوع رفتاري که موجبات رنجش مددجو را فراهم آورد، پرهيز کند. همچنين بايد به خاطر خدمت خود به يک مؤمن، به منت‏گذاري و يا اذيت ديگر مؤمنان هم نپردازد. حکايتي از امام جواد عليه‏السلام در اين‏باره راهگشا است:


مردي نزد امام جواد عليه‏السلام آمد که بسيار خوشحال و مسرور به نظر مي‏رسيد. امام از علت خوشحالي‏اش پرسيد. او گفت: يابن رسول الله‏، از پدرت شنيدم که مي‏فرمود: «شايسته‏ترين روز براي شادي بنده، روزي است که در آن انسان توفيق نيکي و انفاق به برادران مؤمنش يابد.» و امروز ده نفر از برادران ديني که فقير و عيال‏وار بودند از فلان شهرها به نزد من آمدند و من هم به هر کدام چيزي دادم، براي همين هم مسرورم.

امام جواد عليه‏السلام به او فرمود: «لَعَمْري اِنَّکَ حَقيقٌ بِاَنْ تَسُرَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ اَحْبَطْتَهُ، اَوْ لَمْ تُحْبِطْهُ فيما بَعْدُ؛ به جانم سوگند! شايسته است مسرور باشي، اگر کار خود را بي‏اثر نساخته باشي و يا بعدا حبط و بي‏اثر نسازي.» او با شگفتي پرسيد: با اين که از شيعيان خالص شمايم، چگونه عمل نيک من پوچ مي‏شود؟

از ديدگاه امام جواد عليه‏السلام در تداوم اعمال نيز بايد اخلاص جاري باشد. چه بسا عملي که انجام آن با خلوص است، ولي عامل به آن بعد از عمل، آن را به ريا و ناخالصي آلوده و از درجه مقبوليت الهي ساقط مي‏کند؛ لذا امام جواد عليه‏السلام فرمود: بقاي بر عمل سخت‏تر از خود عمل است.» و آن‏گاه که پرسيدند بقاي بر عمل يعني چه؟ فرمود: مردي هديه‏اي مي‏دهد و براي خداي يگانه بي‏شريک انفاقي مي‏کند، پس برايش به عنوان «عمل پنهاني» نوشته مي‏شود. سپس او کارش را يادآوري مي‏کند، در اين وقت عنوان قبلي محو مي‏شود و «عمل آشکار» برايش نوشته مي‏شود. آن مرد دوباره عملش را يادآوري مي‏کند پس عنوان قبلي محو مي‏شود و برايش "عمل ريايي" نوشته مي‏شود.»

فرمود: «با همين سخني که گفتي، کارهاي نيک و انفاقهاي خود را حبط کردي.» او توضيح خواست و امام فرمود: اين آيه را بخوان «يا اَيُّها الَّذينَ آمَنُوا لاَ تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَالاَْذي»(9)؛ «اي مؤمنان بخششهاي خود را با منت و اذيت باطل نکنيد.»


گفت: من که به آن افراد منت نگذاشتم و آزار ندادم! امام فرمود: «خدا فرموده: بخششهاي خود را با منت و آزار باطل نسازيد، نفرموده تنها منت و آزار بر آنان که مي‏بخشيد، بلکه خواه بر آنان خواه بر ديگري. آيا به نظر تو آزار به آنان شديدتر است يا آزار به فرشتگان مراقب اعمال تو و فرشتگان مقرب الهي و يا آزار به ما؟»

مرد گفت: البته آزار به فرشتگان و شما. امام فرمود: تو فرشتگان و ما را آزردي و عمل خود را باطل کردي. مرد پرسيد: چرا باطل کردم و شما را آزردم؟ فرمود: اين که گفتي: «چگونه باطل نمودم با اين که از شيعيان خالص شما هستم؟» واي بر تو! آيا مي‏داني شيعه خالص ما کيست؟ شيعه خالص ما «حزبيل» مؤمن آل فرعون و «حبيب نجار» صاحب يس و ... و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار هستند. تو خود را در صف اين افراد برجسته قرار دادي و ما و فرشتگان را آزردي.

آن مرد بعد از اعتراف به تقصير و استغفار، پرسيد: پس چه بگويم؟ امام فرمود: بگو من از دوستان شما هستم. دوستان شما را دوست دارم و دشمنان شما را دشمن مي‏دارم. او چنان گفت و امام جواد عليه‏السلام فرمود: «اَلاْنَ قَدْ عادَتْ اِلَيْکَ مَثُوباتُ صَدَقاتِکَ وَ زالَ عَنْها الاِْحْباطُ؛(10) الان پاداشهاي بخششهايت به تو بازگشت و حبط و بي‏اثري از آنها زايل شد.»

خدمت در حد توان

مردي خدمت امام جواد عليه‏السلام آمد و گفت: به اندازه جوانمردي‏ات به من کمک کن. امام فرمود: اين‏قدر نمي‏توانم. گفت پس به اندازه جوانمردي خودم، کمک کن. فرمود: اين را مي‏توانم. اي غلام! صد دينار به او بده.(11)



نابودي نعمت

امام جواد عليه‏السلام مي‏فرمايد: «اِنَّ لِلّهِ عِبادا يَخُصُّهُمْ بِالنِّعَمِ وَ يُقِرُّها فيهِمْ ما بَذَلُوها فَإِذا مَنَعُوها نَزَعَها عَنْهُمْ وَ حَوَّلَها اِلي غَيْرِهِمْ(12)؛ خداوند بندگاني دارد که نعمتهايش را به آنان اختصاص داده است و مقرر کرده است از آن بذل و بخشش کنند و اگر خودداري کنند، از آنان مي‏گيرد و به ديگران منتقل مي‏کند.»

بر اين اساس، امام جواد عليه‏السلام قرار گرفتن و تمرکز نعمتها در دست برخي افراد را سنّت و خواسته‏اي الهي مي‏داند که امري هدفمند است و هدف از آن هم، واگذاري به ديگران مي‏باشد؛ لذا صاحبان مال و جاه و مقام و موقعيت بايد آنچه را به دست مي‏آورند، اولاً نعمت و سپرده الهي بدانند و ثانيا واگذاري و خدمت به مردم را وظيفه خود بدانند و ثالثا مطمئن باشند که در صورت ترک وظيفه، همان خدايي که اين نعمتها و امکانات را به آنان سپرده است، توان بازپس‏گيري و واگذاري آن را به افراد ديگر دارد.

امام جواد عليه‏السلام در حديثي ديگر، به طبيعي بودن اين وضعيت و سنت الهي بودن آن چنين اشاره مي‏کند: «ما عَظُمَتْ نِعْمَةُ الله‏ِ عَلي اَحَدٍ اِلاّ عَظُمَتْ عَلَيْهِ حَوائِجُ النّاسِ، فَمَنْ لَمْ يَحْتَمِلْ تِلْکَ الْمَئونَةَ عَرَضَ النِّعْمَةَ لِلزَّوالِ(13)؛ نعمت خدا بر کسي زياد نمي‏شود، مگر اين که نياز مردم هم به او بيشتر مي‏شود. پس کسي که اين زحمت را تحمل نکند، نعمت را در معرض زوال قرار مي‏دهد.»

مرز خدمت

خدمتگزاري نيز مانند هر رفتار اجتماعي ديگر مرزي دارد و طبعا بايد به انسانهايي خدمت کرد که اهليت خدمت را دارند، نه آن که با ارائه خدمت، در مسير غير الهي‏شان مستحکم‏تر شوند. براي همين، اهلبيت عليهم‏السلام هرگاه ارائه خدمت به منحرفان، عامل جذب و تأليف قلوب و هدايت آنان مي‏شد، از هيچ نوع خدمت و حتي گذشت از توهينها و ... دريغ نداشتند. و در کنار آن، هرگاه هم که تشخيص مي‏دادند خدمت رساني به يک شخص منحرف موجب تقويت و يا رسميت وي مي‏شود، از آن پرهيز مي‏کردند. نمونه‏اي از رفتارهاي امام جواد عليه‏السلام در اين‏باره را مي‏خوانيم:

* علي بن مهزيار مي‏گويد: به امام جواد عليه‏السلام نوشتم: فدايت شوم! پشت سر کسي که قائل به جسمانيت خداست، نماز بخوانم؟ فرمود: «لا تُصَلُّوا خَلْفَهُمْ وَلا تُعْطُوهُمُ الزَّکاةَ وَابْرَؤُوا مِنْهُمْ بَرِئَ الله‏ُ مِنْهُمْ(14)؛ پشت سرشان نماز نخوانيد و چيزي از زکات به آنها ندهيد و از آنان بيزاري بجوييد که خدا از آنان بيزار است.»

امام جواد عليه‏السلام مي‏فرمود: «ثَلاثٌ يَبْلُغَنَّ بِالْعَبْدِ رِضْوانَ اللّه‏ِ: کَثْرَةُ الاِْسْتِغْفارِ وَ خَفْضُ الْجانِبِ وَ کَثْرَةُ الصَّدَقَةِ(16)؛ سه چيز بنده را به مقام رضوان الهي مي‏رساند: استغفار زياد، فروتني با مردم و زياد صدقه دادن.»

2. آثار خدمت‏رساني

رضايت الهي

امام صادق عليه‏السلام مي‏فرمود: «مسلماني نياز مسلماني را برآورده نمي‏سازد، مگر اين که خداي تبارک و تعالي به او مي‏فرمايد: ثواب کار تو با من است و به کمتر از بهشت براي تو راضي نمي‏شوم.»(15)

امام جواد عليه‏السلام مي‏فرمود: «ثَلاثٌ يَبْلُغَنَّ بِالْعَبْدِ رِضْوانَ اللّه‏ِ: کَثْرَةُ الاِْسْتِغْفارِ وَ خَفْضُ الْجانِبِ وَ کَثْرَةُ الصَّدَقَةِ(16)؛ سه چيز بنده را به مقام رضوان الهي مي‏رساند: استغفار زياد، فروتني با مردم و زياد صدقه دادن.»

پاداش، مباهات و نام نيک

امام جواد عليه‏السلام مي‏فرمود: «اَهْلُ الْمَعْرُوفِ اِلَي اصْطِناعِهِ اَحْوَجُ مِنْ اَهْلِ الْحاجَةِ اِلَيْهِ، لاَِنَّ لَهُ اَجْرَهُ وَ فَخْرَهُ وَ ذِکْرَهُ، فَمَهْما اِصْطَنَعَ الرَّجُلُ مِنْ مَعْرُوفٍ، فَاِنَّما يَبْدَأُ فيهِ بِنَفْسِهِ فَلا يَطْلُبَنَّ شُکْرَ ما صَنَعَ اِلي نَفْسِهِ مِنْ غَيْرِهِ(17)؛ اهل نيکوکاري، به کار خيرش بيشتر از نيازمندان به خير، محتاج است؛ چون پاداش و مباهات و نام آن کار براي نيکوکار است. پس سه چيز بنده را به مقام رضوان الهي مي‏رساند: استغفار زياد، فروتني با مردم و زياد صدقه دادن.

مردي کار خوبي کرد، از خودش شروع کرده است؛ لذا تشکر بابت کارش را از ديگران نبايد بخواهد.»

همانا کساني که يتيمان آل محمد را سرپرستي کنند که از امامشان جدا شده‏اند، و در جهل خود سرگردان‏اند و در دست شياطين‏شان و ناصبيهايي که دشمن ما هستند، اسيرند، پس از دست آنان نجاتشان دهند و از سرگرداني و قهر شيطانها با بازگرداندن وسوسه‏هايشان و از قهر ناصبيها با آوردن حجتهاي خدايشان و دليلهاي ائمه خويش خارج سازند، نزد خداوند بر عابد به بهترين موقعها برتري داده مي‏شوند؛ بيشتر از برتري آسمان بر زمين و عرش و کرسي و حجابها [بر آسمان] و برتري آنها بر اين عابد، مانند برتري ماه شب چهارده بر کوچکترين ستاره در آسمان است.»

برتري بر عابد، نتيجه خدمت عقيدتي

عمل خدمت‏رساني ارزشي عمومي دارد؛ اما برخي از خدمات، و از جمله خدمت فرهنگي و نجات دادن کساني که در معرض گمراهي و انحراف فکري قرار دارند، ارزش افزون‏تري دارد. امام جواد عليه‏السلام ارزش شگفت‏آوري را براي خدمت به ايتام آل محمد يادآور مي‏شود و مي‏فرمايد:

«اِنَّ مَنْ تَکَفَّلَ بِأَيْتامِ آلِ مُحَمَّدٍ الْمُنْقَطِعينَ عَنْ اِمامِهِمْ، الَمُتَحَيِّرينَ في جَهْلِهِمْ، اَلأَْسْراءِ في اَيْدي شَياطينِهِمْ وَ في اَيْدِي النَّواصِبِ مِنْ اَعْدائِنا فَاسْتَنْقَذَهُمْ مِنْهُمْ وَأَخْرَجَهُمْ مِنْ حَيْرَتِهِمْ وَ قَهْرِ الشَّياطينَ بِرَدِّ وَساوِسِهِمْ وَ قَهْرِ النّاصِبينَ بِحُجَجِ رَبِّهِمْ وَ دَليلِ اَئِمَّتِهِمْ، لَيُفَضَّلُونَ عِنْدَ الله‏ِ تَعالي عَلَي الْعابِدِ بِاَفْضَلِ الْمَواقِعِ بِاَکْثَرَ مِنْ فَضْلِ السَّماءِ عَلَي الاَْرْضِ وَالْعَرْشِ وَالْکُرْسِيِّ وَالْحُجُبِ [عَلَي السَّماءِ] وَ فَضْلُهُمْ عَلي هذا الْعابِدِ کَفَضْلِ الْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ عَلي اَخْفي کَوْکَبٍ فِي السَّماءِ(18)؛ همانا کساني که يتيمان آل محمد را سرپرستي کنند که از امامشان جدا شده‏اند، و در جهل خود سرگردان‏اند و در دست شياطين‏شان و ناصبيهايي که دشمن ما هستند، اسيرند، پس از دست آنان نجاتشان دهند و از سرگرداني و قهر شيطانها با بازگرداندن وسوسه‏هايشان و از قهر ناصبيها با آوردن حجتهاي خدايشان و دليلهاي ائمه خويش خارج سازند، نزد خداوند بر عابد به بهترين موقعها برتري داده مي‏شوند؛ بيشتر از برتري آسمان بر زمين و عرش و کرسي و حجابها [بر آسمان] و برتري آنها بر اين عابد، مانند برتري ماه شب چهارده بر کوچکترين ستاره در آسمان است.»

پينوشتها:

1. الذاريات/56.

2. بحارالانوار، ج71، ص315. (قال رسول الله‏ صلي ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله).

3. شعرا/215؛ امام علي عليه‏السلام هم مي‏فرمود: «وَاخْفِضْ لِلرَّعِيَّةِ جَناحَکَ وَابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَکَ وَأَلِنْ جانِبَکَ وَآسِ بَيْنَهُمْ...» (نهج البلاغه، نامه 46).

4. بحارالانوار، ج72، ص176.

5. کافي، ج2، ص199.

6. قال علي عليه‏السلام: «لا يَسْتَقيمُ قَضاءُ الْحَوائِجِ اِلاّ بِثَلاثٍ بِاسْتِصْغارِها لِتَعْظُمَ وَ بِاسْتِکْتامِها لِتَظْهَرَ وَب ِتَعْجيلِها لِتَهْنُؤَ.» (نهج البلاغه، فيض، ص1131).

7. کافي، ج2، ص296/ بحارالانوار، ج67، ص233.

8. همان.

9. بقره/264.

10. تفسير منسوب به امام حسن عسکري عليه‏السلام ، ص314/ بحارالانوار، ج68، ص159.

11. کشف الغمه، ج2، ص368/ حلية الابرار، ج2، ص 408، (در روايت آمده است: يا غلام اعطه مائة دينار. اما بعضي به اشتباه 200 دينار نوشته‏اند.)

12. کشف الغمه، ج2، ص364/ فصول المهمه، ص261/ بحارالانوار، ج78، ص79.

13. فصول المهمه، ص261/ بحارالانوار، ج78، ص79 و روايتي مانند آن را در نهج البلاغه، حکمت 373 مشاهده نماييد.

14. امالي صدوق، ص352/ بحارالانوار، ج3، ص292/ مباحثي پيرامون اين روايت در بحارالانوار نقل شده است.

15. بحارالانوار، ج73، ص312.

16. کشف الغمه، ج2، ص349/ بحارالانوار، ج75، ص81.

17. بحارالانوار، ج 75، ص 79.

18. تفسير منسوب به امام حسن عسکري عليه‏السلام ، ص344/ الاحتجاج، ج1، ص17.

منبع:

مجله ‏مبلغان، ش 61 ، محمد عابدي .




دانلود پایان نامه مقاله تحقیق